تبليغاتX
عصر بخير بچه ها

عصر بخير بچه ها

اين وبلاگ فقط براي حمايت از عصر بخير بچه ها درست شده و هدف ديگري ندارد.

انتی افتابگردون...

سلام به همگی خوبید؟چه خبر؟

عوامل به اصطلاح  محترم برنامه بخونید باهاتون کار دارم!!!

وایستین بخونین ببینین که نوجوونا چقدر از شما بیزازن,اگه مردید وایستید و نرید.

اگه واقعا جز انسان به شمار میاید بخونین.

شما بچه ها که طرفدار عصر بخیر بچه ها بودید و به قول خودتون هستید

اگه واقعا طرفدار این برنامه اید برای چی میشینین و افتابگردون رو نگاه می کنین؟؟

اینطوری طرفدارشید؟اگه طرفدارای برنامه ی عصر بخیر بچه ها بخوان اینطوری باشن همون بهتر که برنامه پخش نشه.

من فک می کنم که به تمام وب ها سر زده باشم ولی از بین حرفاشون فهمیدم که بیشترشون برنامه ی افتابگردون رو دنبال می کنن.واقعا براتون متاسفم.

من همین جا میگم که حتی یکبار هم برنامه ی افتابگردون رو ندیدم و حتی نمیدونم که مجریاش کی هستن؟

من یکی از طرفداران عصر بخیری بودم و هستم.

فقط یکی از دوستام بهم گفت که به جای عصر بخیر بچه ها افتابگردون اومده....

شنیدم که مجری ای دارند به نام موسوی که ادای اقای اکبری رو در میاره اره؟

این خیلی کاره بدیه؟نه؟

چقدر خوبه که انسان شخصیت خودش رو حفظ کنه و سعی نکنه مثل دیگران باشه.بلکه کاری کنه که دیگران بخوان مثل اون باشن.

"تقلید کاره میمونه میمون جزء حیوونه تو جنگلا فراوونه"

هر چند با رفتن عصر بخیر بچه ها و اومدن عمو پورنگ و دستیاراش به شبکه ی 2 دیگه اونجا هیچ فرقی با جنگل نمی کنه که یه مشت حیوون ریختن توش.

میدونید چیه؟ میگن گل افتابگردون به هر طرف که نور باشه می چرخه؟یا از هر طرفی که نازش کنی به همون طرف می چرخه؟

پس چرا برنامه ی افتابگردون جمع نمیکنه بره؟از طرف کودکان و نوجوونا که هیچ نوری به این برنامه نمی رسه یا محبتی نمیشه!!!

برو دیگه ای بابا!!!جمع کن برو!ما عصر بخیرمون و با عواملش می خوایم.

ای مدیر شبکه ی 2 مگه چشات نمیبینه؟؟

شایدم اینطوری باشه حرص و طمع چشم ادم و کور می کنه!!

اها راستی شنیدم که تو برنامه ی افتابگردون عروسکی اوردین که صداش به قیافش نمی خوره؟

صدای پسر داره ولی سایه زده(پشت چشماش)!!!

یا میگن موقعی که شعر می خونه صداش با صدای خودش نمی خونه...

صدا عوض میشه؟؟...اخه شما که عرضه ندارید برنامه نسازید.

راستی بچه ها اگه الان عصر بخیر بچه ها بود موضوع برنامه درباره ی  جام جهانی بود بعدش به ما می گفتن که در این مورد وب هامون رو اپ کنیم یا بهشون پیامک یا ایمیل بدیم.

سهیل و فرشاد هم در حال خندوندن بچه ها در رابطه با این موضوع بودن طبق معمول فرشاد یه کاری می کرد سهیل می نشست نصیحتش می کرد.مثلا فرشاد می گفت می خوام فوتبالیست بشم....

ولی حیف که نیستن...حیف....

خب همینا رو داشته باشید تا بعد خدا بزرگه...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 23:14  توسط ماندانا  | 

داریم با شما ها صحبت می کنیما یکم توجه!!!

سلام خوبید؟هی خوبم!!!

ببخشید که خیلی وقته اپ نکردم اخه امتحان داریم.چه میشه کرد؟

از "اکی" جون عزیزم هم متشکرم که لطف کردن و این شعر زیبارو برای عصر بخیر بچه ها گفتن.

من واقعا خوشحالم وقتی که میبینم که دوستانی داریم که اینقدر این برنامه رو دوست داشتن و با وجود اینکه تموم شده هنوزم تو فکرش هستن و فراموشش نکردن.

اهااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شنیدم که برنامه ی افتابگردون یه سفر استانی به خرمشهر داشته!!!!!!!!!!! درسته؟

قابل توجه مخالفان عصر بخیر بچه ها:

خب بچه هایی که می گفتن عصر بخیر بچها همش داره از عمو پورنگ تقلید میکنه در مورد این چی می خوان بگن ها؟

اخه یکی نیست بگه اون "داریوش" اصلا ادمه که بخوان ازش تقلید کنن!!!!؟؟؟؟

ببینین اگه بخواین یکم منطقی باشید می بینید که تمام برنامه های کودک و نوجوان تقریبا شبیه هم هستند.

پس برنامه ی عصر بخیر بچه ها داشت تقلید نمی کرد بلکه داشت روال عادیه کارش و ادامه می داد.

ولی سفر های استانی فقط مخصوص برنامه ی عصر بخیر بچه ها بود و هیچ گروه دیگه ای سفر استانی نداشت....

بنابراین شما در جواب این کار برنامه ی افتابگردون چی می خواین بگین؟ها؟

لال شدین؟؟؟حرفی ندارین؟بایدم نداشته باشین.

اصلا می دونید چیه؟اینا که اصلا به کودکان و نوجوانان توجهی ندارن!!!

فقط می خوان پول بچاپن و یه برنامه بذارن و دهن مردم و ببندن و بگن:"اره ما برنامه ی کودک داریم."

اگه اینطوری نبود به این همه اعتراض ما اهمیت می دادن.

کارتوناشونم که به درد خودشون می خوره عرضه ندارن یه انیمیشن خوب بسازن.

اخه الان کدوم بچه ی عاقلی میشینه کارتونایی رو که عروسک هاش از چند تیکه پارچه درست شدن و نگاه کنن؟؟؟اصلا برای درست کردن یه کارتون چقدر زحمت می کشید؟

"فک کنم هیچی؟"

عرضه دارید بیاید یه انیمیشن باحال مثل:عصر یخبندان,فصل موج سواری,شرک,...بسازید.

یا حداقل فیلمی که برای کودکان می خواید بسازید مثل اون فیلمی که جمعه (ساعت حدودا 18 بعداظهر) 31 اردیبهشت پخش کردید باشه.نه مثل...

اخه یکی نیست بگه:

مدیر محترم شبکه ی کودک و به اصطلاح نوجوان برای چی برنامه ی "عصر بخیر بچه ها" رو حذف کردید؟

اگه دلیلی داره بگین ما هم بدونیم.!!!

 اگه که نه شما و اون "عمو پورنگ "گو می خورید الکی یه برنامه رو حذف می کنید.!!!

با تشکر!!!!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 18:41  توسط ماندانا  | 

اگه می خواین عصر بخیر بچه ها دوباره برگرده این و بخونین و نظر بدید....

سلام

سلام به همه ی دوستان و طرفداران عصر بخیر بچه ها...

سلام به همه ی منتقدین و مخالفان عصر بخیر بچه ها...

سلام به همه ی کسانی که دست به دست هم دادین تا برنامه ی عصر بخیر بچه ها رو بردارین...

سلام به همه ی کسانی که بی هدف برنامه ی جدیدی رو جایگزین برنامه ی عصر بخیر بچه ها کردین...

خلاصه سلام به همه ی مردم ایران زمین و مردم جهان...

خوبید؟من که خوب نیستم و می دونم که شما هم خوب نیستید.

دلیلشو دیگه همه میدونن برای حذف برنامه ی عصر بخیر بچه ها...

حالا چرا؟هیچی!بی هدف!عشقشون کشید...

 بابا مگه خودتون نمیگین "گروه کودک و نوجوان شبکه ی 2" ببخشید میشه پرسید نوجوانش چی شد؟

قبلا برنامه ها اینطوری بود:

صبح بخیر بچه ها,عصر بخیر بچه ها,شب بخیر بچه ها,جمعه ها هم فیتیله

که صبح بخیر بچه ها برنامه ی کودک و خردسال بود.عصر بخیر بچه ها برای نوجوان وشب بخیر بچه ها هم برای کودک و خردسال و فیتیله رو هم که همه ی سنین می پسندند.(ولی بیشتر برای کودکان و خردسالان و پدربزرگ ها و مادربزرگ هاست.)

حالا برنامه ها اینطوری شده:

صبح بخیر بچه ها,افتابگردان/فوق برنامه ی عمو پورنگ,شب بخیر بچه ها,فیتیله

که همه برای کودک و خردسال هستش.

تازه اصلا اسماش هم با هم هماهنگی نداره!

اخه شما چتون شده ها؟واسه چی انقدر یهو برنامه رو حذف می کنین.

مگه این همه اعتراض های نوجوان هارو برای حذف برنامه ندیدین؟

اذین که اولین نفری بود که اعتراض کرد,بعد من, بعدش همه ی بچه ها با هم همکاری کردند تو وب بیتا,طرح جمع اوری امضا برای پخش مجدد برنامه ی عصر بخیر بچه ها.

ببینین عصر بخیر بچه ها هنوز هم تو دل ما زنده هست نگاه کنین هنوز یه دونه وبلاگ هم از برنامه ی عصر بخیر بچه ها پاک نشده هیچکی وبش رو حذف نکرده...

اینا برای چیه؟برای اینه که بگیم ما هنوزم به یاد عصر بخیر هستیم وطرفدارشیم و خواهان پخش مجدد این برنامه هستیم.

درسته که  این برنامه حذف شده ولی نه یاد و خاطرش از ذهن بچه ها پاک میشه و نه حمایت از طرف بچه ها کم میشه.این و مطمئن باشید.

عصر بخیر بچه ها تنها برنامه ای بود که تو تمام شادی ها و غم های ما کنارمون بود و ما رو تنها نمیذاشت.

چه روزها و شبهایی که ما براشون دعا می کردیم و میکنیم و چه روز هاو شبهایی که اونا برامون دعا میکردن.موقع هایی که این برنامه پا به پای ما اشک می ریخت و موقع شادی هامون هم شاد بود اینا همش خاطره هست...

ما می خوایم این برنامه دوباره برگرده نه اینکه برین اسم افتابگردون رو عوض کنین و بذارین عصر بخیر بچه ها.

ما همون عصر بخیر بچه های خودمون رو می خوایم با همون مجریا با همون تیم گروهی با همون حاج اقا فاطمی خودمون با همون خانم هاشمی که برامون خط می نوشتن با علی قادری عزیز که انقدر خوب ما رو با زیبایی ها اشنا کرد,با همون اقای سلامیان که انقدر مارو حرس میداد با اقای نوعی.ما دوستشون داشتیم بهشون عادت کرده بودیم.بازم بگیم؟؟؟؟ولی شما چی کار کردین؟ها؟

مگه شما نمی خواین برنامتون مثل برنامه های دیگه سابقه داشته باشه؟

مثل برنامه ی فیتیله!عمو پورنگ که الان 8 سال شده برنامه همین طوری ادامه دارن.بذارین بگین ما هم می تونیم برنامه ما هم می تونه چندین سال رو انتن باشه.بذارین خواهش می کنیم بذارین.....

و این بیت از مولانا هم فک کنم برای امثال شما گفته شده که بی جهت برنامه رو برداشتید و یه برنامه ی مسخره رو جاش گذاشتید:

در نیابد حال پخته هیچ خام      پس سخن کوتاه باید والسلام

شما هیچ وقت تو عمرتون حال مارو نمی فهمید,همچنین رنگ خوشی رو نمیبینید.چون اگه همه ی این بچه ها بخوان شمارو نفرین کنن...!میدونید چند میلیون نفر هستیم....

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 17:21  توسط ماندانا  | 

مد یا غرب زدگی؟؟!!!

سلام.خوبید؟خوبم

خب بحث امروز درباره ی مد هستش که من هم وب رو اپ کردم مثل بقیه ی بچه ها امیدوارم خوشتون بیاد:

به نظر من:

مد چیز خوبیه به شرطی که توش افراط و تفریط نشه.

شاید خیلی هاتون حرفهای من رو باور نکنین اما من ادمهایی رو می بینم که به فلان مارک لباس یا هر چی که مد میشه فخر می فروشن.یه جوری واسش ارزش قائل میشن که به نظر من درست نیست.

اخه چه لزومی داره که یه نفر یه لباسی رو بپوشه که بهش نمیاد و مناسب جامعه نیست و حتی ممکنه که خودش هم دوست نداشته باشه و فقط واسه اینکه مد شده میپوشتش.

این ادم به روز نیست یا بهتر بگم تابع مد نیست بلکه مد زده است .اولین چیزی که باید بدونه ارزش های وجود خودشه.

متاسفاه بعضی از مردم جامعه ما فرق مد رو با غرب زدگی نمی دونن

مد یعنی به روز بودن به روز کار کردن طوری که مناسب خود شخص جامعه و محیطی که توش حضور داره باشه

اما غرب زدگی یعنی تقلید کورکورانه صرفا واسه اینکه غیر از اونی که هستی باشی

اما بهتر نیست به جای اینکه مثل دیگران باشی کاری کنی که دیگران بخوان مثل تو باشن؟!!

مشکلاتی که امروزه جوانان ما دارند بیشترش ساخته ی دست خودشونه نه؟

بیاین باور کنیم که ما خیلی توانایی داریم و سعی کنیم که ارزش هامون رو بشناسیم.

بیاین از این توانایی هامون استفاده کنیم.

جوری باشیم که مد روز رو ما تعیین کنیم.چرا جوونای ما تابع غرب اند؟

چرا غرب نباید تابع ما باشه؟

تو خیلی از کتابهای نویسندگان ما این کلمه زیاد به چشم می خوره:

غرب زدگی...غرب زدگی

اما تو کتابهای هیچ نویسنده ی غربی نیومده:

شرق زدگی...شرق زدگی...!!

فک کنم دیگه زیاد دارم بدگویی می کنم.این مد حسن های زیادی هم داره:

ادمهایی هستن که خیلی خوب خودشون رو با مد و شرایط روز جامعه وقف میدن که به نظر من عالیه.

اینکه ادم به روز لباس بپوشه نه صرفا براساس مد بلکه براساس شخصیت و شرایط اقلیمی و محیطی که توش حضور داره عالیه.

اما یادمون باشه توش افراط نکنیم یعنی جوری نشه که مورد تمسخر دیگران قرار بگیریم ویا مرود تهدید و اذیت و ازار و سرزنش دیگران.

خب فک می کنم خیلی کتابی نوشتم...شاید فک کنین از جایی برداشتم.

نه اصلا این طور نیست این تمام حرفهایی بود که می خواستم یه بار بگم که دیگه خودشون این موضوع رو دادن و من خیلی خوشحال شدم...

تا اپ بعدی فعلا خداحافظ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 22:29  توسط ماندانا  | 

                                                  بسم الله الرحمن الرحیم

سلام اصلا خوب نیستم!وحشتناکه...خودشون و گیر اوردن...اخه چی بگم؟

امروز چرا پخش نکردن برنامه رو؟ها؟

خدا میدونه چقدر مدیر شبکه ی 2 و تمام عواملی که باعث شدن امروز این برنامه پخش نشه رو نفرین کردم.

اخه مگه مرض دارن برنامه رو پخش نکردن لعنتیا؟

مثلا اون برنامه ی "توتیا" چی بود اخه؟مردم اون برنامه رو می خوان چی کار؟فدای سرمون دختره رفته مسلمون شده.

اصلا شده که شده به ما چه ربطی داره اخه؟واسه خودش شده واسه خودش خوبه برای ما نه سودی داره نه ضرری.

باز به مرام قبلیشون اگه وفات بود با برنامه ی پروازگل می اومدن.

چطور شبکه ی یک می تونست کارتون پخش کنه!

مثلا وفات پیامبر (ص) و امام حسن مجتبی (ع) بود البته مثلا!

کارتون به اون شادی پخش کرده بودن.خدا لعنتشون کنه.

تف به ذاتتون که پنج شنبه هم پخش نکردن.این همه منتظر بشین اخرش چی؟

فیتیله پخش شد.باز این قابل تحمل بود.امروز اصلا پخش نشد.واقعا ادم حرصش در میاد.

اون از اون شبهای ململی.چی شد؟فرت.

میگن برنامه ها نظم ندارن والا راست گفتن.

اون از اون پیام نما که همه چیش قدیمیه.برنامه هاشون هم که نصفش پیامه.قبل از شروع برنامه انقدر پیام میذارن که ادم از پخش برنامه نا امید میشه.

یه فیلم هم که می خوان پخش کنن اولش میزنن مثلا:43 دقیقه نگاه که میکنی میبینی 20 دقیقه اش فقط تیتراژ و پیام بود دارن مردم رو رنگ می کنن.

این دیگه خیلی خنده داره که وسط برنامه ی زنده ی کودک و نوجوان هم پیام پخش میکنن.

تورو خدا خودتون بیاین قضاوت کنین.بعد از اخبار جوانه ها چقدر پیام میداد تا می خواست بخش نوجوان برنامه ی "عصر بخیر بچه ها رو پخش کنه؟ها؟

نشنیدم چقدر؟

اها افرین بلندتر بگین تا بقیه هم بشنون.دوباره؟چقدر؟

10 دقیقه می شنوین؟اقای تهیه چرا 10 دقیقه باید پیام بده؟شما مگه اونجا نیستین که اجازه ندین وسط برنامتون پیام پخش نشه؟

حالا یه سوال دیگه بعد از اخبار جوانه ها چقدر پیام میداد تا برنامه ی 30 به اضافه ی یک پخش بشه ها؟

چقدر؟نشنیدم!بلندتر

همه با هم بگن.اها درسته.

"هیچی" میشنوی اقای تهیه؟اره؟چرا این همه فرق ها؟کیه که جواب ما رو بده ها؟این و کجای دلمون بذاریم ها؟

اخه پیام هاشون هم ضد و نقیضه.از این ور وزارت بهداشت میگه چیپس و پفک و...انجور چیزا ضرر داره نخورین.

از اونور تبلیغاتشون چیپس و پفک و...هست.خیلی باحالین بابا خودتون هم حرفای خودتون رو قبول ندارین؟

فعلا....

طالع بینی بمونه واسه هفته ی بعد من الان نمیتونم تمرکز کنم چیزی بنویسم.

دوستون دارم.

بای تا های.تو رو خدا نظراتتون رو در مورد این اپ بگین....بی ربط جواب ندین باشه.

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 17:59  توسط ماندانا  | 

سلام خوفید؟خوفم.

چه خبر؟شب های ململی رو دید؟

من ندیدم.کی و چه شبکه ای پخش میشه؟

فک کنم شب های ململی فیلم نه؟پس چرا پشت صحنه داره؟(هفته ی دیگه 23 بهمن چون این هفته اربعین بود نمیده)

خب گفتم با نقد میام.حالا هم اومدم.

همانطور که خودتونم میدونید نقد یعنی هم خوب هم بد پس منم هم خوبارو می نویسم هم بدهارو.

البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که این برنامه چیز بدی نداره.

فقط بعضی جاها یه اشکالاتی به وجود میاد که باید حل بشه ما هم اونا رو میگیم که اگه دوست داشتن رسیدگی کنند.حالا بگذریم....

بریم سراغ انتقادات؟

باشه پس شروع می کنیم:

1)ببینید این لباساتون چقدر خوبه خوشکله.اصلا ادم دلش میخواد بشینه فقط نگاه کنه.

2)اخه وقتی مجریا دارن میان رو صحنه یکی نیست نگاشون کنه و بهشون بگه خودشون رو درست کنن؟

یکی نیست به اقای حسن پور بگه بابا اون شلوارت بد مونده درستش کنه زشته جلوی دوربین.یه تذکری یه چیزی.ولی فک کنم مشکل شلوارش واسه اینه که واسش گشاده کمرش مشکل داره.

3)اقای محزون چقدر ور میره با صندلی.همش نیم چرخ میزنه یه جا ثابت بشین هی این ور هی اونور چمشام درد گرفت انقدر اینور اونور رو نیگاه کردم.(دمت گرم اقای محزون نمیدونم ابروهات رو درست کردی یا نه؟ ولی دیروز تو برنامه که خیلی خوب مونده بود.)

4)تو رو خدا مدل موی اقای اکبری رو عوض کنین.خیلی ببخشیدا ولی اخه اون چیه؟می چسبونن به سرش.به خدا بده بالا بیشتر بهش میاد.

5)به موهای اقای حسن پور دیروز چی زدید؟داشت هم برق میزد هم چسبیده بود به سرش.اصلا با قیافشون هماهنگی نداشت.(یاد دوره ی راهنمایی افتادم وقتی موها رو چسب میزدیم یا یه مدلی درست می کردیم همونجا از در نیومده تو می بردنمون موهامونو می شستن.فک کردم شما این بلا رو سر اقای حسن پور اوردین.)

6)نور بخش کودک خیلی کمه فضا تاریکه...یعنی تاریک شده از موقعی که دکور رو این طوری کردین.برنامه ی 30 باضافه ی 1 شروع شده.دکور اون برنامه خیلی خوب و روشنه.

خب اینم از این.سرم درد می کنه دیگه حال ندارم بنویسم.

یه عکس از اقای اکبری:

باید برم عربی هم بخونم وای حوصله ندارم.

به قول دبیرا دیگه پوستمون کلفت شده پارسال که اونطوری بود دیگه گذشت الان هر نمره ای که بگیریم دیگه فرقی نمی کنه.بازم معدلم شد 30/19.

اگه موافق باشید دفعه ی بعد براتون طالع بینی میزارم.اخه همه چیزش تا الان که درست بود.یعنی من طالع هرکی رو که براش خوندم از مادر و پدرم گرفته تا فامیلا و....همه درست در اومد.به خاطر همین می خوام براتون بزارم.

حسین اکبری:

اول برای مجریا رو میزارم.بعد هرکی خواست بهم بگه برای اون و میزارم تو نظرات وب خودش اگه هم وب نداشت تو همین وب واسش میزارم.

سهیل محزون:

فرشاد و حسین و سهیل و ململ:

فرشاد و حسین وململ:

 

خب دیگه با اجازه ما بریم.کاری باری؟امری نیست؟پس خودافظ

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 14:3  توسط ماندانا  | 

سلام سلام سلام

مگه دهه ی فجر شروع شده؟

خب مثل اینکه شما هم نمیدونستید که سی به اضافه ی یک چیه؟

ولی یکم زود شروع نکردند؟

رضا جون که تو وبش گفت که دهه ی فجر از 12 بهمنه تا 22 بهمن الان که 10 بهمنه!

خب چه بهتر!می پرسین واسه چی میگم چه بهتر؟

واس اینکه کی حوصله داره این برنامه رو نیگاه کنه یعنی من که حوصله ندارم.

الکی وقت با ارزشمون رو بذارین پای این برنامه که چی بشه؟می ریم می خوابیم یا درس می خونیم.یا یه چندتا تست میزنیم.نه؟

منم که خیلی وقته درست و حسابی نخوابیدم از مدرسه که میام باید بشینم بخش نوجوان عصر بخیر بچه ها رو ببینم بعد از اینکه تموم شد درس ها شروع میشه.

البته دروغ نگم من جمعه (2 بهمن) خیلی استراحت کردم دقیقا 14 ساعت خوابیدم.خواب مفید.بدون اینکه وسط خواب بیدار بشم.

ولی حداقل می خواستن برنامه رو تموم کنن پنجشنبه درست و حسابی خداحافظی می کردن.

یا یه اطلاعی میدادن.

حالا امشب شب های ململی میده یا نه؟اصلا بخش کودک پخش شد یا نه؟

تازه مد شده به مناسبت هر روز یه وب بزنن؟

گناه میشه بچه ها تو همون وب عصر بخیر بچه ها در مورد انقلاب یا از اینجور چیزا بنویسن؟

حالا بگذریم.

یادتتون نره دوستتون دارم.

من بعد از 22 بهمن با انتقاد میام.

البته اگه شب های ململی چیزی برای اپ کردن داشته باشه حتما اپ میکنم.

فعلا....

اما وایسا کجا؟جمله ی امروز رو بخون:

"من همیشه در شروع کشف یک چیز با ارزش در زندگی خود هستم."

حالا بای....

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 18:3  توسط ماندانا  | 

سلام

خوبید؟خوبم

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

40 متر؟دستشون درد نکنه واقعا خسته نباشید.خیلی باحالین.

ایول دمتون گرم.هم به اقای قادری هم به تمام کسانی که تو این کار بهشون کمک می کنن خسته نباشید میگیم.

اها راستی این قضیه ی شب های ململی چیه؟

به جای شب بخیر بچه ها میده؟راستش من اون روز کلاس بودم.ندیدم چی شد و چه خبره؟

پس این قضیه ی برنامه ی 30به اضافه ی 1 چیه؟کاری از گروه کودک و نوجوان شبکه ی 2؟

بچه ها هرکی میدونه بهم بگه ها؟باشه؟

دوشنبه معلم شیمی مون (خانم ادهمی) اومد ورقه های ترم رو به بچه ها نشون داد که هر کی ببینه کجا رو غلط نوشته.

یکی از بچه ها ارایش الکترونی پتاسیم 19 را با عدد اتمی 9 نوشت خب خطای دید بود ولی همه ی سوالات اون بخش رو با این ارایش الکترونی درست جواب داده بود به خاطر همین فقط نیم نمره ازش کم کرد.

یکی از بچه های دیگه به اصطلاح زرنگ گفت چرا نمره رو دادین نباید میدادین چطور دبیر ادبیات به من اون نمره رو نداد من سر امتحان خب حواسم پرت شد من اشتباه الکی کردم من بلد بودم.

من جوابش و دادم.بعد خانم ادهمی زد رو میز تا بچه ها ساکت بشن و حرفای من و دوباره واسه اون دختر گفت و اخرش گفت شما نباید وواسه معلم تصمیم بگیرین معلم خودش میدونه باید چیکار کنه.

من یهو داد زدم گفتم:ایول خانم ادهمی دمتون گرم.یهو کلاس ترکید از خنده معلم هم خندش گرفته بود ولی گفت:یعنی چی خانم؟اینجا مگه چاله میدونه که اینجوری حرف میزنی؟دمت گرم یعنی چی؟

بعدش گفت:ما شاگرد های زرنگ زیاد داریم تو این کلاس که به خاطر بی دقتی غلط نوشتن اصلا معلوم بود که اینا سوال رو تا اخر نمی خونن بعد یکی از سوالات ترم رو مثال زد بعد اسم چند نفر از بچه ها رو گفت که  اینا زرنگن یهو اذین داد زد گفت:خانم ادهمی منم این و غلط نوشتم.

من گفتم:اذین جان نگران نباش من و تو هم جز بچه های زرنگ هستیم یادشون رفت اسم ما رو بگن.

بازم کلاس ترکید از خنده.دوشنبه کلا خیلی خندیدیم.واسه چیزای الکی هم می خندیدیم.هرکی مارو میدید فکر می کرد دیوونه ایم.

شنیده بودیم خانما سنشون رو کم می کنن.ولی....سهیل مگه 25 سالش نیست؟

که امسال اسفند میره تو 26 یا شایدم یه سال بیشتر.

چرا میگه 24؟حالا بگذریم.

سه شنبه زنگ اخر دبیر زبان فارسی بعد از اینکه درس داد همه هم خوب فهمیدن گفت جزوه رو بنویسید(اخه ما جزوه رو به زبون خودمون می نویسیم هرچی که فهمیدیم.معلم جزوه نمیگه)

وسط های نوشتن دبیرمون گفت:خب خانما واسه اینکه از این حال و هوا در بیاین جک تعریف کنید.

بچه ها همه مرده بودن خداییش همه ی جک ها از ذهنمون رفته بود.من یکی گفتم.کلاس ترکید.دبیرمون گفت: خانمی تو یه جک میگی هم نقد میکنی هم عیب های مردم رو میگی؟افرین بابا

یکی از بچه های فکر کرد خیلی بامزه هست گفت:

یه روز به یه ترکه میگن با فرشاد جمله بساز.

ترکه میگه:روح غضنفر شاد.

دلم می خواست بترکونمش.نصفش کنم.هیچکی هم نخندید.

 چهارشنبه هم دبیر فیزیک اومد نمره هارو بگه من فکر کردم خیلی کم میشم.خواهرم گفت اگه معلم خیلی بخواد بهت لطف کنه بت بده...خب خیلی بد بود.یادتونه گفته بودم یه سوال رو تو چک نویس درست حل کردم ولی تو ورقه ی جواب اشتباه وارد کردم دبیرمون گفت نه درست وارد کرده بودی.شدم 19 که میدونم غلطم چیه!

امروز هم الکی رفتیم مدرسه زنگ اول خوب بود ما زیست داشتیم ولی نمی دونم چرا بچه های ریاضی و انسانی اومدن!

اخه زنگ دوم زبان داشتیم دبیرمون نیومده بود زنگ سوم هم بیکاری!یعنی یه زنگ داریم که برامون فیلم میزارن ببینیم.حالا ایرانی و خارجیش فرقی نمیکنه.بعد از فیلم میشینیم فیلم و با هم نقد می کنیم.بعضی اوقات هم اواسط فیلم این کارو میکنیم.ولی امروز فیلم نیگاه نکردیم بچه ها حوصله نداشتن اخه همه ی فیلم های جدید رو دیده بودیم.

 راستی بچه ها هرکی فیلم جدید می شناسه معرفی کنه ما به مدیرمون بگیم بگیره.

اینم اپ امروز.چون من فقط 5شنبه ها اپ می کنم دیگه زیاد وقت ندارم انتقاد بنویسم.باشه واسه یه روز که کلا انتقاد می نویسیم.

اها یه هفته تعطیلیم.اون موقعه منتظر اپ باشین.

از این به بعد اخرهر اپ یه جمله می نویسم که بهش عمل کنین خیلی خوبه همیشه هم با خودتون تکرارش کنین اینم از جمله امروز:

"با علم بر اینکه کمال من از ذات خود من می تواند سرچشمه بگیرد به همان شکل که هستم خود را می پذیرم."

خیلی دوستون دارم.برمیگردم.

همتون رو به خدای بزرگ میسپارم.فعلا......

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 19:59  توسط ماندانا  | 

سلام

خوبید؟خوبم

ببخشید ما اینجا گل لگد نمی کردیما!

ممنون که اصلا توجه نکردید خسته شدید.خسته نباشید.

معلوم شد که اصلا به نظرات بچه ها توجه نمی کنین و بهتره بچه هایی که وب می سازن سرشون تو کار خودشون باشه و مثه یه خدمتکار بله و چشم قربان بگن هر کاری که شما گفتید انجام بدن حتی اگه بهشون بگید بیفتید تو چاه بیفتن و دم نزنن.

خب موضوع برنامه تا الان چی بود؟

1:ترس   2:زمان   3:انتقادپذیری  4:اضطراب

من می خواستم 5 شنبه ی هفته ی پیش اپ کنم که متاسفانه اتفاقاتی افتاد که بگم شاخ در میارید.

5شنبه نشسته بودم داشتم فیلم نگاه می کردم یهو کامپیوتر رفت رو استندبای گفتم چرا اینجوری شد؟اینتر رو زدم موس رو حرکت دادم ولی هیچ اتفاقی نیفتاد گفتم ری استارت کنم دکمه رو زدم ولی بازم هیچی نشد.کامپیوتر رو از رو کیس خاموش کردم بعد دکمه ی خاموش رو هم از پشت کیس زدیم یه چند لحظه موندیم بعد خواهرم گفت حالا بیا روشن کنیم از پشت کیس روشن کرد گفت بوی سوخت میاد توجه نکردیم من دکمه ی جلو رو زدم خواهرم سرش و اورد بالا طرف من برگشت که یه چیز بگه یهو پشت کامپیوتر ترکید جرقه داد و دود بلند شد شاید باور نکنید تمام اتاق رو دود گرفته بود پنجره هارو باز کردیم خدارو شکر اون لحظه سرش رو بالا اورد وگرنه معلوم نبود چه بلایی سر صورتش میومد.

خب من و خواهرم حدس زدیم که چه اتفاقی افتاد چی ترکیده؟ولی گفتیم شاید اشتباه کنیم فرداییش دادیم کامپیوتر رو درست کنند دقیقا همون حدسی که زده بودیم.شنبه کامپیوتر درست شد و تحویل گرفتیم.

ولی خب وقت نداشتم اپ کنم که حالا اومد.

اما اپ امروز که بعد از مدت ها اومدم درباره ی فرق دخترا با پسرا هاست:

موافقین با هم بخونیم:

ا:وقتی معلم می گه این صفحه از کتاب برای امتحان ترم نیست

الف)دخترا یه علامت کوچیک گوشه ی اون صفحه می زنن یا می نویسن نیست یا دیگه خیلی بخوان شر باشن یه ضربدر می زنن روش

ب)پسرا اگه بدونن اون صفحه نیست همونجا جلوی چشم معلم اون ورق رو پاره می کنن

2:سر جلسه ی امتحان

الف)دخترا سرشون تو ورقه ی خودشونه به سوالات جواب میدن حالا چی بشه که بخوان تقلب کنن یا تقلب برسونن

ب)پسرا جرئت دارن بیفتن سر ورقه؟عمرا حتما باید ورقتو باز بذاری تا بقیه بتونن ببینن اگه یه پسر سر امتحان بیفته رو ورقش بعد از امتحان بقیه حسابش و میرسن تا می خوره می زننش

3:ورقه ی امتحان

الف)ورقه ی امتحان دخترا رو که نگاه کنی و همه رو جوابدادن حتی اضافه ترهم نوشتن تا خدای نکرده معلم غلط درنیاره 25% کم بشن.

ب)پسرا صفحه ی اول روجواب میدن وقتی معلم میگه پسرم وقت داره تموم میشه صفحات بعدی روجواب ندادی زود باش بلد نیستی؟پسرا میگن نه من این صفحه رو که نوشتم نمره ی قبولی رو میگیرم واسه چی خودم رو خسته کنم بقیه رو بنویسم و منتظر می مونن تا موقعه ی دادن ورقه بشه

4:سوالات

الف)اگه سوالات سخت باشه و نتونن جواب بدن گریه می کنن حتی اگه نیم نمره هم کم بشن به معلم التماس می کنن که نمره رو بهشون بده (این در من صدق نمی کنه چون امتحان هندسه خیلی سخت بود منم کم میشم همونجا تو چشم معلم ها گفتم یعنی داد زدم گفتم بمیری عسگری اخه سر امتحانش چرا نباید بیاد ما سوال داشتیم باید از کدوم معلم می پرسیدیم؟)

ب)اگه به پسرا سوال سخت بدن که نتونه همون نمره ی قبولی رو هم بنویسه (که هیچ معلمی جرائت نمی کنه همچین کاری بکنه) پسرا می شورنش اگه معلمه در دسترس نبود می گیرن شیشه ی ماشین معلم رو خورد می کنن یا ماشینش رو خط میندارن یا پنچرش میکنن.(ما هم یه بار این کار و کردیم ماشین ناظممون رو پنچر کردیم خیلی حال داد)

وای خسته شدم

 خب بقیه برای بعد باشه؟

دوستون دارم به امید دیدار

راستی دیروز امتحانم تموم شد امرو اومدم اپ کردم.

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 14:31  توسط ماندانا  | 

سلام

خوبید؟خوبم

 اومدم وب رو اپ کنم

البته نه درباره ی موضوع برنامه.

ولی یه نظری دارم.انتقاد پذیری بود دیگه موضوع جدید اره؟

خب بهتر نیست اینا در مورد خودشون صحبت کنن؟

البته فقط یه نظر هستش.خودشون انتقاد پذیر باشند؟ها؟

از این به بعد تو این وب توی بعضی از اپ ها یه قسمت داریم که انتقاد می کنیم از برنامه البته نه با توهین یا دعوا و خشونت بلکه با طنز و با زبون خوش

انتقادات امروز:

1: اقا سهیل میشه اون ابروهات رو درست کنی؟سفارشیه؟ابر یا ابرو؟

اگه دوست نداری به ابروهات دست بزنی خب حداقل با برس ابرو درستشون کن.که می دونم درست نمیشه.بچه وحشت می کنه می بینه.با عرض پوزش از خود ایشون و همچنین طرفداراشون خودمم طرفدارشونما.اجراشون خداییش عالیه.

2:دیروز 21 دیماه تو برنامه بهتر نبود اقا سهیل گونی یا کیسه می پوشیدن میومدن رو صحنه؟اخه اون چی بود پوشیده بود؟ها؟3تا سهیل توش جا میشد.

نگاه نمی کنن لباسی رو که دارن می پوشن سایز تنشون هست یا نه؟سرشونه ها افتاده بود...یقه اویزون...

2تا اصطلاح در این مورد هست:

الف)لباس داشت تو تنش می رقصید

ب)لباس داشت تو تنش گریه می کرد.

3:اقا سهیل فهمیدیم مارک ساعتت چیه به خدا؟اصلا فهمیدیم با کلاسی.دیگه چرا ساعتت رو میذاری روی استین لباس.انقد هم باهاش ور میری که رو بمونه.دیگه هر بچه ای هم میدونه که با اون لباسی که شما پوشیدین ساعت میره زیر استین. شایدم یه عادت باشه دست خودتون نیست بازم ببخشید.

خب من زیاد وقت ندارم که بازم بنویسم.

الان که به متن نیگاه می کنم می بینم شده انتی سهیل محزون.البته من همچین قصدی نداشتم.بازم عذر خواهی میکنم.

بای تا های.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 10:36  توسط ماندانا  |