انتی افتابگردون...
سلام به همگی خوبید؟چه خبر؟
عوامل به اصطلاح محترم برنامه بخونید باهاتون کار دارم!!!
وایستین بخونین ببینین که نوجوونا چقدر از شما بیزازن,اگه مردید وایستید و نرید.
اگه واقعا جز انسان به شمار میاید بخونین.
شما بچه ها که طرفدار عصر بخیر بچه ها بودید و به قول خودتون هستید
اگه واقعا طرفدار این برنامه اید برای چی میشینین و افتابگردون رو نگاه می کنین؟؟
اینطوری طرفدارشید؟اگه طرفدارای برنامه ی عصر بخیر بچه ها بخوان اینطوری باشن همون بهتر که برنامه پخش نشه.
من فک می کنم که به تمام وب ها سر زده باشم ولی از بین حرفاشون فهمیدم که بیشترشون برنامه ی افتابگردون رو دنبال می کنن.واقعا براتون متاسفم.
من همین جا میگم که حتی یکبار هم برنامه ی افتابگردون رو ندیدم و حتی نمیدونم که مجریاش کی هستن؟
من یکی از طرفداران عصر بخیری بودم و هستم.
فقط یکی از دوستام بهم گفت که به جای عصر بخیر بچه ها افتابگردون اومده....
شنیدم که مجری ای دارند به نام موسوی که ادای اقای اکبری رو در میاره اره؟
این خیلی کاره بدیه؟نه؟
چقدر خوبه که انسان شخصیت خودش رو حفظ کنه و سعی نکنه مثل دیگران باشه.بلکه کاری کنه که دیگران بخوان مثل اون باشن.
"تقلید کاره میمونه میمون جزء حیوونه تو جنگلا فراوونه"
هر چند با رفتن عصر بخیر بچه ها و اومدن عمو پورنگ و دستیاراش به شبکه ی 2 دیگه اونجا هیچ فرقی با جنگل نمی کنه که یه مشت حیوون ریختن توش.
میدونید چیه؟ میگن گل افتابگردون به هر طرف که نور باشه می چرخه؟یا از هر طرفی که نازش کنی به همون طرف می چرخه؟
پس چرا برنامه ی افتابگردون جمع نمیکنه بره؟از طرف کودکان و نوجوونا که هیچ نوری به این برنامه نمی رسه یا محبتی نمیشه!!!
برو دیگه ای بابا!!!جمع کن برو!ما عصر بخیرمون و با عواملش می خوایم.
ای مدیر شبکه ی 2 مگه چشات نمیبینه؟؟
شایدم اینطوری باشه حرص و طمع چشم ادم و کور می کنه!!
اها راستی شنیدم که تو برنامه ی افتابگردون عروسکی اوردین که صداش به قیافش نمی خوره؟
صدای پسر داره ولی سایه زده(پشت چشماش)!!!
یا میگن موقعی که شعر می خونه صداش با صدای خودش نمی خونه...
صدا عوض میشه؟؟...اخه شما که عرضه ندارید برنامه نسازید.
راستی بچه ها اگه الان عصر بخیر بچه ها بود موضوع برنامه درباره ی جام جهانی بود بعدش به ما می گفتن که در این مورد وب هامون رو اپ کنیم یا بهشون پیامک یا ایمیل بدیم.
سهیل و فرشاد هم در حال خندوندن بچه ها در رابطه با این موضوع بودن طبق معمول فرشاد یه کاری می کرد سهیل می نشست نصیحتش می کرد.مثلا فرشاد می گفت می خوام فوتبالیست بشم....
ولی حیف که نیستن...حیف....
خب همینا رو داشته باشید تا بعد خدا بزرگه...








